ماندم من وگریه ی اشعاری که ندیدی تنهاییِ دل و این آواری که ندیدی
آن روز که دوراز دلِ مامی گُذراندی دل خونم ازصحنه ی غَمباری که ندیدی

گفتی که تویی یارِمَن و دلخوش آنَم! پژمُردِگی وحسرتِ دیداری که ندیدی
این شُعله فُروکِش نکند تاتو نباشی آتش زده ای دلِ بیماری که ندیدی
هر آینه ی اشکم غزل خواندبرایَت در دیده ی گریانِ بهاری که ندیدی
بیت اله نوریان(ایلیا)
|