> کاربر گرامی ســلام : برای شادی روح برادران جوانم(نعمت و مسعود رحیـــم زاده)وخواهر جوان سفر کرده ام سمیه رحیم زاده صلواتی عنایت بفرماtext describing the image ریبــــــــــــــوار

ریبــــــــــــــوار

در این خاک،دراین پاک،به جز عشـق،به جزمـهر،دگرهیچ نکاریـم

شب که می شود ؛

تمامِ جهان می خوابند من می مانم و سکوتی که درد می کند

من می مانم و غم هایی که وجودم را تسخیر نموده اند ؛
تمامِ مردم خوابیده اند

و چه دردناک است ؛اینکه هیچ کس ، میانِ حجمِ شب بیداری ؛

همراهی ام نخواهد کرد .شب که می شود ؛تنهایی ام را در آغوش می کشم

چشمانم را می بندم وبه سالهای دور آن زمان که همه باهم  زیر یک سقف بودیم ؛می اندیشم.

در خیال شما را در کنار خویش می بینم نعمت را با آن لبخندهای همیشگی

سمیه را با حجب وحیایی بی مثال

ومسعود را با فریادهای شادمانه؛

و من در سکوت مرگبار واوهامم حتی صدایِ نفس هایِ خدا را می شنوم

اما افسوس که خبری از جوانان عزیز سفر کرده ام نیست


نویسنده: za1 ׀ تاریخ: یکشنبه 19 شهریور 1402 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 4925.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران