tml> کاربر گرامی ســلام : برای شادی روح برادران جوانم(نعمت و مسعود رحیـــم زاده)وخواهر جوان سفر کرده ام سمیه رحیم زاده صلواتی عنایت بفرماtext describing the image ریبــــــــــــــوار

اشک شوق زمانی بر چشمانم جاری شد در غدیر که خداوند در آخرین حجِ آخرین پیام آورش

به جبرئیلْ دستور داد تا آیه ی:

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، و الله یعصمک من الناس

ان الله لا یهدی القوم الکافرین.


ابلاغ نماید..پیامبر به کاروان دستور توقف در کنار ابگیر آرام غدیر داد .گرچه غدیر آبگیری کوچک بود

اما در گستره ی تاریخ، به اقیانوسی وسیع وعمیق  مبدل گردید که امواج جوشان وخروشانش،

 طنین عدالت و صداقت و حکمت ومحبت را در گوش آدمیان نواخت. درغدیر بود که پیامبر

در واپسین روزهای عمر مبارکش بعداز شنیدن أذان وگزاردن نماز بر فراز منبری از جهاز شتر قرار

  گرفت تا پیام مهمّ و تازه الهی را به مردم برساند.

آن حضرت بعد از حمد و ثنای الهی و گرفتن اعتراف از مردم بر انجام امر رسالت و تبلیغ آن ,

دست علی(ع) را بالا برد سه بار فرمود:

 «من کنت مولاه فعلیٌّ مولاه؛هر کس من مولا(و رهبر) او هستم، علی مولا (و رهبر) اوست.» 

وبعد از این  ایه ی اکما ل ناز ل شد: «الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون

الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛

 امروز کافران از دین شما ناامید شده اند.

 بنابراین، از آنها نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را کامل و نعمتم را برای شما تمام کردم

و راضی شدم که اسلام برای شما دین و آیین باشد.»

ملایک همه شادمان علی بر سریر امامت تکیه زد .آری در غدیر نعمت به اتمام ؛دین به اکمال,

علی به امامت وخداوند به رضایت رسید در غدیر محمد (ص) به فرمان خالق بی همتا چراغی

به روشنایی خورشید  بر فراز راه طولانی مسلمانان  برای همه اعصار وقرون آویخت  .

عید غدیر ؛عید بزرگ مودت والفت ,عید اتمام نعمت مبارک باد


موضوعات مرتبط: مناسبتهـــــــــــــا
برچسب‌ها: غدیر عید مودت والفت

تاريخ : شنبه 19 مهر 1393 | 7:3 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

عید قربان آمد و قربان رویش می روم

من گدای اویم ودایم به کویش می روم


عيد قربان، عيد خودسازي و تهذيب نفس است. عید قربان، روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است؛

عید قربان عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. عید قربان رمز فداكاري و

 از خودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است .

عید قربان یادآور اخلاص و بندگى حضرت ابراهيم در برابر پروردگار خويش است، آن جا كه فرمان حق

براى ذبح اسماعيل صادر شد، وابراهيم آن بنده فرمانبردار خداوند آماده اجراى اين فرمان شد و

اسماعيل را به قربانگاه برد. عید قربان تجلی اوج ایمان و عشق است.

عید قربان، جلوه‌ گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان مبارک


موضوعات مرتبط: مناسبتهـــــــــــــا
برچسب‌ها: عید قربان تجلی اوج ایمان و عشق

تاريخ : جمعه 11 مهر 1393 | 23:13 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

 

سلام بر مهر!ماه مهرباني ودوستی، ماه شادي و سرور،ماه درس و مدرسه

سلام بر مهر!ماه طنین دوباره ی زنگ مدرسه و نسیم خوش تعلیم‌ و تربیت،سلام برماه طلوع

دوباره صبح دانش و بازگشایی مدرسه ها، بار دیگرماه منیر مهر از راه رسید و دروازه های

آسمانی بینش و دانایی به روی صدها هزار دانش آموز آغوش باز نمودند.

 ماه مهر ماه یادآور شور و شعف و جوشش و کوشش آموزندگان دانش و پرورندگان بینش است

.ماه شادي ها و بازيگوشي ها و ماه قهر و آشتي هاي کودکانه ي بچه هايي است که دل آنها

مانند آب پاک و روشن است.بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و بوی

دوستی و محبت است.مهر آغاز پاییز است گرچه پاییز را فصل خزان وفصل برگ ریزان نام نهاده اند

اما پاییز فصل شکوفایی علم ودانش است,فصل شکوه شکوفه های بهاری افراد بشر! آنزمان

که  کودکان نوشکوفه از شیب گرمای تابستان زندگی به شکوه رنگارنگ یاد گرفتن و شکوفا شدن

رسیده اند! وبرای آموزش خوشحال وخندان راهی مدرسه می شوند. پاییز فصل سخاوت آسمان

است .ابرها بر زمینهای خشک می بارند تا برای کاشت و زراعت آماده شوند

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا

با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می

روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه

کنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب

را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.

دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است. کلاسها با آغوش باز در آستانه

درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند. واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند

و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم

نمایند. چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب،

روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک

می کشد تا  با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند.

امید که در سایه الطاف بیکران خالق علم واندیشه تمامی کودکان مستعد ایران سرافراز؛

بدون داشتن هرگونه  محدویت مالی بتوانند در کلاسهای درس حاضر وقله های رفیع علم و

اندیشه را فتح ودر راه اعتلای کشور عزیزمان ایران  کوشا باشند.

 


موضوعات مرتبط: روایات وداستـــــــان هاآموزشــــــی
برچسب‌ها: مهر ماه نسیم طلوع صبح تعلیم‌ و تربیت

تاريخ : سه شنبه 1 مهر 1393 | 1:26 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

پیشنهاد میکنم این داستان را بخوانید

پس از يک تماس تلفنی برای يک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بيمارستان شد

،او پس از اينکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهايش را عوض کرد و مستقيم وارد بخش

جراحی شد .

او پدر پسر را ديد که در راهرو قدم می زد و منتظر دکتر بود. به محض ديدن دکتر، پدر داد زد: چرا

اينقدر طول کشيد تا بيايی؟ مگر نميدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس

مسئوليت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دريافت تماس تلفنی،

هرچه سريعتر خودم را رساندم  و اکنون، اميدوارم شما آرام باشيد تا من بتوانم کارم را انجام

دهم .

پدر با عصبانيت گفت:آرام باشم؟! اگر پسر خودت همين حالا توی همين اتاق بود آيا تو

ميتوانستی آرام بگيری؟ اگر پسر خودت همين حالا ميمرد چکار ميکردی؟


پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس انجيل گفته شده ميگويم

از خاک آمده ايم و به خاک باز می گرديم، شفادهنده يکی از اسمهای خداوند است ، پزشک

نميتواند عمر را افزايش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترين کارمان را انجام

می دهيم به لطف و منت خدا .                                                                                              

 


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدهاروایات وداستـــــــان ها
برچسب‌ها: زود قضاوت نکنیم(داستان)

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 27 شهريور 1393 | 12:5 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

 

تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

به روی هرچه در این خانه است

غبار سربی اندوه بال گسترده است

تو نیستی که ببینی دل رمیده من

بجز تو ، یاد همه چیز را رها کرده است

غروب های غریب

در این رواق نیاز

پرنده ساکت و غمگین

ستاره بیمارست

دو چشم خسته من

در این امید عبث

دو شمع سوخته جان ، همیشه بیدارست ...

تو نیستی که ... ببینی ...

فریدون مشیری

 


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدهاروایات وداستـــــــان ها
برچسب‌ها: تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو فریدون مشیری

تاريخ : جمعه 7 شهريور 1393 | 22:57 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

تاریخ چشم به راه فاطمه‌ای دیگر است... انتظار به سر می‌آید و شمیم دلنوازی، خانه خورشید را

فرا می‌گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه(س) در فضا ی مدینه جاری می‌شود و کوثر فاطمی،

جوشیدن می‌گیرد. به کوچه باغ‌های حرم تو پناه می‌آورم و در سایه سار ملکوتی آن نفسی تازه

می‌نمایم. کنار نهر استجابت می‌نشینم و قطره‌ای می‌شوم در آبی زلال اشک‌های زائرانت، ضریح

نورانی‌ات را در آغوش می‌گیرم و از بین شبکه‌های آن، مزار مطهر تو را تماشا می‌کنم. باورم

نمی‌شود، آیا به این سادگی به زیارت تو آمده‌ام، تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه

است


خجسته باد میلاد بانوی قدسیه مطهره، فاطمه معصومه علیهاالسلام  وروز دختر ، این فرشتگان

آسمانی که رحمت الهی در افلاک هستند


موضوعات مرتبط: مناسبتهـــــــــــــا
برچسب‌ها: ولادت حضرت معصومه(س)و روز دختر

تاريخ : پنج شنبه 6 شهريور 1393 | 14:23 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

نعمت جان ! باز23 مرداد آمد وقصه ی تلخ رفتن تو را بیشتر از همیشه به یاد آورد .از آن روز تلخی

که  ناباورانه سفر بی باز گشت تو و درام آه واشک من با تمامی ناملایمات ومنکسرات روزگار تلخ

با تقدیری ناگوار برساحل اقیانوس حزن واندوه رقم خورد ودعای سابحان بر درگاه صاحبقران وارد

 وواسط ومقبول نگردید؛ دوسال می گذرد دوسال است که چشمانم همه جا تو را جستجو می کنند.

دوسال است که بغض ها ی  نبودن وندیدنت گلویم را میگیرند و می فشارند بدان سان که گاهی دنیا

با تمام وسعتش برایم تنگ گشته نفسه هایم در سینه حبس  ونای بالا آمدن ندارند.

دو سال نه شاید دو قرن؛


دو سال است دنیا را دنبال تو می گردم . با وجود اینکه می دانم سفرت بی بازگشت است اما دلم

بی قراروجود نازنینت وچشمانم در انتظاردیدن دوباره ات وگوشهایم شنیدن طنین صدای دلنوازت را

   به انتظار نشسته اند .

دو سال از نبودنت می گذرد و من هنوز باور ندارم رفتنت را نبودنت را .

در تمام این دو سال دلتنگی در همه احوال دلم  بهانه ات را میگیرد.گرچه میدانم که رفتنت ابدی است

ولی هیچ کس وهیچ چیز را یارای قانع کردن دل بی قرارم نیست!

در این دوسالی که تو نابهنگام رفته ای دل ساز خود را میزند و کار خود را میکند هر روز بیشتر

از دیروز  تورا می خواند وهوای دیدن روی ماهت می نماید.نمیدانم چه کنم ؟چگونه از بار

این بغض کم کنم؟

چه کنم که جایت اینقدر در لحظه هایم خالی است؟ در جمع من و این بغض بیقرار جای تو خالیست

قرار بر این بود که بر گردی نه اینکه بی خبر آوای رفتن سردهی.مردادعجیب بوی جدایی میدهد بوی

 غربت و تنهایی تمام روزهایش را در بر گرفته و من با هر نفس عمیق ؛بوی بغض فرو خورده

آسمان را حس میکنم.

 


موضوعات مرتبط: دل نوشتـــــه های منمناسبتهـــــــــــــا
برچسب‌ها: نعمت جاندوسال دلتنگی

تاريخ : سه شنبه 21 مرداد 1393 | 21:11 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

دفتر عمرم را ورق می زنم بی حضور تو  که اینک به زیور
 
حسرت آراسته شده  حالا که نیستی و برای همیشه رخت
 
سفری زود ونابهنگام را بر تن نموده ای  باید خاطرات
 
زیبایت را مرور ودر خیال حضورت را احساس کنم
 
حالا که نیستی بگذار دلم با خاطرات زلال تو آرام بگیرد 
 
حالا که نیستی بگذار چشمان بارانی ام ببارند
 

وقاب عکس زیبایت را شستو دهند

تا شاید حرعه ای باشند برای خاموشی

شعله های آتش درونم که

در فراق تو اینک زبانه می کشند.


موضوعات مرتبط: دل نوشتـــــه های مننگاه هــــا ونظـــــرها(برگزیده هـــا)
برچسب‌ها: بی تو

تاريخ : جمعه 3 مرداد 1393 | 20:13 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

 

پلک های نیمه بازش آیه های درد بود
آخرین ساعات عمر حیدر شبگرد بود

چادر خاکی زهرا بالش زیر سرش
عکس دربی سوخته در قاب چشمان ترش

زخم فرقش، ترجمان عمق زخم سینه بود
کوفه هم مثل مدینه دشمن آئینه بود


 

علي«ع» نخستين کسي است که تسليم خداوند شد. او شجاع‌ترين مظلوم تاريخ است که

اقيانوس معنا بود.درخت تناور انسانيت و روح عريان عدالت بود. هرگز از اسلام عزيز بد دفاع نکرد

و به همين دليل، هم اسلام جاودان شد و هم علي«ع». آن ولي خدا خوب مي‌دانست که بدترين،

سهمگين‌ترين و پرخطرترين ضربه به يک موضع بد دفاع کردن از آن موضع است. آن امام همام با

ناکثين، قاسطين، مارقين و خشک سران و خشک‌انديشان مذهبي زمان خود و حتي تاريخ ‌گذراي

از آن زمان تا انقراض عالم که جلوتر از بيني خود را نديده و نمي‌بينند به مبارزه پيگير برخاست و

به دليل همين جهت‌گيري و ايستايي و پافشاري بود که آخر الامر به دست همان شخصيت‌هاي

مطرود از منظر علي(ع) در محراب عبادت به شهادت رسيد. او در خطبه 37 از نهج‌البلاغه چنين

مي‌فرمايد: «هنگامي که همه سستي ورزيدند به کار پرداختم و آن گاه که همه پنهان شدند، خود

را آشکار ساختم و چون همه در گفتار ماندند، به گشادگي سخن گفتم و گاهي که همه

ايستادند، به نور خداوند در راه تاختم. آوايم فروتر از همگان و رتبه‌ام برتر از اين و آن، در راه

فضيلت، عنان گشاده راندم و مرکب مسابقه را از همه پيش‌تر جهاندم، همانند کوهي ايستاده

بودم که هيچ تندري نتواند او را تکان دهد و هيچ گردبادي نتواند او را بلرزاند. حق نيازمندان را به

ايشان برگرداندم و از نيرومندان حق را بازستاندم. قضاي الهي را پذيرفته‌ام و فرمان او را گردن

نهاده‌ام. به خدا قسم من اولين کسي بودم که به پيامبر ايمان آوردم. در کار خود انديشه کردم و

ديدم پيش از بيعت با او، پيمان طاعت بر عهده دارم. از من براي ديگري ميثاق گرفته‌اند، که آنچه

آيد بپذيرم و دم بر نياورم.

 

شهادت مظلومانه مولود کعبه امیر عالم هستی مولای مظلوم عدالت

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام تسلیت باد

 

 


موضوعات مرتبط: مناسبتهـــــــــــــا
برچسب‌ها: شجاع‌ترين مظلوم تاريخ

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 27 تير 1393 | 12:52 | نویسنده : نبی رحیم زاده |

 

 

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند …


چشمانم بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد …


آخ که چقدر تنهایم … دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم


بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته


شده است …


رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته …. پیر


تنها…. تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های


دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت ….


اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی


دوباره ای است … پس برگرد … عاشقانه برگرد

بغض تنهایی نوشته ای زیبا  از مدیر محترم وب سایت

                                 

 

 از خدای سبحان سلامتی وجودشان را ،ورسایی قلمشان را، خواهانم.

 


موضوعات مرتبط: نکتــــــــه ها وپنــــــــــــدهاروایات وداستـــــــان ها
برچسب‌ها: بغض تنهایی

تاريخ : یک شنبه 1 تير 1393 | 18:31 | نویسنده : نبی رحیم زاده |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.